|
وریا نوروزی هستم متولد 1362سقزعضوانجمن صنفی روزنامه نگاران ودبیر سرویس خبر ماهنامه کردی/ فارسی راسان ودانشجوی دانشگاه ازاد
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
بهمن 1387
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
داودازادفر
وبلاگ نویسـان كــورد انجمن صنفی روزنامه نگاران هيوا مسلمي خبرنگار مریوان كانون سلامت ژين (مريوان) چل چه مه خبرنگار ابراهیم اسماعیل پور ماهنامه ی راسان تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
نه وروز NEWROZ
سیاسی.اجتماعی تفکیک جنسیتی
تفکیک جنسیتی
در کتاب های درسی
به گفته این مدیر آموزش و پرورش تالیف کتابهای درسی مجزا برای دختران و پسران در دستور کار آموزش و پرورش نیست، اما به میزان ۱۰ تا ۱۵ درصد و بر اساس نیازسنجیهای صورت گرفته این تفکیک اجرا می شود .او تاکید کرد :” اعمال چنین موضوعی منوط به نیازهاست، برای مثال اگر زمانی آموزش و پرورش درصدد باشد که نیازهای دختران و پسران را به صورت مجزا در برخی دروس از جمله دینی ببیند، این امر مستلزم این است که کتب درسی این دو جنس در بخشهایی به صورت متفاوت نگاشته شود، نگارش کتب درسی کشور با توجه به نیازهای جنسیتی و قومیتی دانشآموزان، نیاز به کارشناسی دقیق دارد و اگرچه هنوز این موضوع به طور جدی مطرح نشده و به تصمیمگیری عملی و اجرایی نرسیده، اما ممکن است واقعا مورد نیاز باشد.” مهرداد ناظری استاد دانشگاه در این باره معتقد است :”به نظر من هر گونه جداسازی در کتاب های درسی کاری غیر کارشناسی است و نتایج منفی زیادی دارد چون بهترین برنامه درسی برنامه ای است که برای هر دو جنس ارائه شود .هر چقدر فضای زنان و مردان را از یکدیگر بیشتر جدا کنیم فهم دنیای دو جنس از یکدیگر را دشوارتر کرده ایم . این طرح تبعات اجتماعی زیادی دارد مگر نه انکه یکی از دلایل بالا رفتن آمار طلاق در کشور نداشتن شناخت عمیق از همسراست . “ علی ذوعلم مدیر کل تالیف کتابهای درسی اموزش و پرورش تاکید کرده که تنها بخشی از کتابهای درسی دخترانه و پسرانه می شود .ناظری میگوید :”با این کار یک نوع کنجکاوی وسیع و بدون مورد را بین دو جنس دامن می زنیم .آنها می خواهند بدانند در کتابهای مخصوص هر جنس چه نوشته شده است .در هیچ جای دنیا چنین کاری مرسوم نیست .چرا که در دنیای مدرن هویت ها مدنی است ونه جنسیتی .در جوامع سنتی اموزش ها مبتنی بر جنسیت بود مثلا زنان را خانه دار تربیت می کردند اما در هویت مدنی فرد بدون توجه به زن و مرد بودنش وارد عرصه های نقش پذیری می شود .بنابراین کتابهای درسی نیز باید بر اساس هویت مدنی و نه تفکیک جنسیتی نوشته شوند .چون اگر این گونه شود روند بلوغ فکری ؛ احساسی و ادراکی دانش اموزان و فرایند شکل گیری آگاهی در انان را به تاخیر می اندازیم .”به عقیده این جامعه شناس آموزش و پرورش این چنین طرحهائی تبعات دیگری هم دارد که از جمله انها می توان به موضوع شکاف اطلاعاتی اشاره کرد :”در دنیای مدرن دسترسی سریع به اطلاعات ضروری است و با این کار و طبقه بندی کردن اطلاعات شهر وندان شکاف اطلاعاتی را بین انان پر رنگ می کنیم ” .ناظری هم معتقد است” : اگر کتابی تالیف کنیم که عرصه گفت و گوی ازاد را بین همه گروه ها و قوم ها ایجاد کند این خیلی هم خوب است چون می توانیم یکپارچگی و انسجام ملی مان را افزایش دهیم .اما این کار نیازمند کارشناسی دقیق و موشکافانه است چون هر اشتباهی در این باره تعارض ایجاد و می تواند به تفاوت های قومی دامن بزند .”به گفته او مدرسه در عصر مدرن باید عرصه ای جهت بازکردن تجربه های ارتباطی و غنی سازی رابطه ها باشد . هوشنگ حامدی دیگر کارشناس اموزش و پرورش اما تفکیک کتابهای درسی را درست نمی داند :”در عرصه اجتماعی و فرهنگی تفکیک را قبول ندارم .این کار در شان نظام اموزشی ما نیست .در جهان به هم پیوسته امروز مفهوم شهروند بعد ملی و جهانی پیدا کرده و جداسازی انسان ها براساس عواملی مثل نژاد، جنسیت، قومیت چندان صحیح نیست .”به عقیده او این مسائل حاشیه ای است و مسئولان باید بیشتر به محتوائی و کاربردی کردن برنامه های اموزشی توجه کنند این طرحها بیستر شبیه کاغذ بازی های مرسوم اداری است که هرگز جنبه عملیاتی پیدا نمی کند.وی معتقد است :”کتابهای درسی در این سالها تغییر های زیادی کرده اما بیشتر این تغییرات به صفحه ارائی گرافیک وامور ظاهری شان مربوط است در حالیکه محتوای شان چندان تغییری نکرده است و همچنان حافظه محورند .کتابهای درسی در همه دنیا باید طرح درس باشند و فقط با ارا ئه سرفصل های آموزشی کار اصلی را به همفکری و همکاری معلم و دانش اموز در فضای کلاس و خارج از ان واگذار کنند.به عقیده این کارشناس مسائل آموزشی کتابهای درسی وحی منزل نیستند که همه مشکلات آموزشی را حل کنند بلکه تنها مسیر و فلشی اند که بخشی از راه درست را به دانش اموزان نشان می دهند منبع:همشهری عصر، ترانه بنی یعقوب |+| نوشته شده توسط نه وروز در شنبه 19 بهمن1387 ساعت 11:54 بعد از ظهر
مصاحبه رادیو زمانه با
در مورداستعفای جمعی روزنامهنگاران ماهنامه راسان
در رابطه با استعفای جمعی روزنامهنگاران ماهنامه راسان که ۲۳شماره آن چاپ و پخش، و شماره ۲۴ آن هنوز چاپ و پخش نشده است؛ با حسین رحیمیان، سردبیر سابق ماهنامه راسان مصاحبه کردهام که در زیر میخوانید: همانطور که میدانیم مدیرمسوول ماهنامه راسان چندی پیش در رابطه با شکایت فرمانده بسیج شهرستان پاوه در رابطه با شعری که در شماره فروردین ماه سال جاری این نشریه انتشار یافته بود، به دادسرای کارکنان دولت در تهران احضار و نهایتاً با قرار کفاله ۱۰ میلیون تومانی آزاد شد. آیا این مساله میتواند با مسائل پیش آمده که منجر به استعفای شما شده، در ارتباط باشد؟ این مساله مستقیماً در استعفای ما تاثیرگذار نبوده است. گمان میکنم مدیر مسوول راسان در رابطه با چاپ این شعر انتظار این را نداشته که با عکسالعملی از سوی دستگاه قضایی مواجه شود. شاید با توجه به احضارهایی که در یکی دو ماه اخیر به گفته ایشان در رابطه با مسائل راسان و موارد دیگری در رابطه با سایر فعالیتهای ایشان صورت گرفته، ایشان را به این نتیجه رسانده باشند که مدتی نشریه را منتشر نکنند.استعفای ما در واقع به عدم شفافیت ایشان و نیز عدم انتشار ماهنامه از سوی مدیر مسوول بود.در مذاکراتی که ما با مدیر مسوول داشتیم، ایشان هر چند از احضارها و مشکلات پیش رو صحبت میکردند، ولی قول اکید میدادند که مثلاً بعد از فلان سفر خارجی یا اتمام فلان جلسه دادگاه، نشریه را منتشر کنند. ولی متاسفانه این قولها را عملی نکردند. شما درنامه استعفا اشاره به فشارهای بیرونی و مشکلات صنفی کردهاید. میتوانید در اینباره توضیح دهید؟ ببینید، مشکلات و فشارهای بیرونی همیشه بوده و این مشکلات در کردستان به دلیل وجود مسایل ویژه بیشتر بودهاند.یکی از این مشکلات که ارتباط مستقیمی با بحث ما دارد، این است که مجوز گرفتن نشریه از مراجع قانونی سخت است و امتیاز معدود نشریات فعال در اینجا نیز در دست کسانی است که به فعالیتهای دیگری مشغولند و اصولاً ژورنالیسم، دغدغه اصلی آنها نیست. در سالهای اخیر اکثر نشریات کردی بسته شدند و همین مساله باعث شده که مدیران نشریات باقی مانده در هنگام عقد قرارداد، به دلیل تعدد کسانی که میخواهند اداره امور نشریه را در دست بگیرند، حقوق سردبیر و روزنامهنگاران را رعایت نکنند.اصولاً در اینجا چیزی به نام حقالتحریر یا پرداخت حقوق ماهیانه به خبرنگار، نویسنده و یا حتی سردبیر وجود ندارد. مثلاً در مورد خود ما حتی پرداخت هزینههای جاری نشریه به عهده بنده بود. هیچکدام از عوامل اجرایی نشریه راسان، حقوقی دریافت نمیکردند. مثلاً دبیر بخش خبر به دلیل اینکه برای گذران زندگی، شغل آزاد اختیار کرده بودند، شبها امور بخش خبر را سازمان میدادند. با وجود این، به دلیل مشکلی که مدیر مسوول آن را مغرور شدن نامبرده مینامید، در دو شماره نام ایشان از شناسنامه نشریه حذف شد.یا صفحه آرای ماهنامه نیز مثل بقیه، بابت کار خود هیچ مبلغی دریافت نمیکرد و اصولاً قراردادی با ایشان در میان نبود و ایشان نیز به دلیل اینکه در طول روز در مغازهای مشغول به کار بودند، هنگام آماده شدن مطالب، چند شب متوالی تا دیر وقت کار طراحی ماهنامه را به انجام میرساندند. با وجود این، دریغ از یک تشکر خشک و خالی از سوی مدیر مسوول. در واقع زحمات اصلی - تاکید میکنم - بدون دریافت حتی یک ریال حقالزحمه بدوش این عزیزان بوده. ولی استفاده آن را کسانی دیگری بردهاند که به عنوان مدیر مسوول، فعال مطبوعاتی و... به انجام مصاحبه، شرکت در کنفرانسها وغیره پرداخته و از این رهگذر به مطرح نمودن خود پرداختهاند. شما به شیوه تاجرمآبانه به ژورنالیسم از سوی برخی از مدیران مطبوعات و همچنین وجود مناسبات سرمایه دارانه در این حوزه اشاره کردهاید. اگر امکان دارد با ذکر مثال برایمان در این رابطه بیشتر بگویید؟ فکر کنم جواب این سوال را به نحوی در قسمت قبل داده باشم. به دلیل کثرت گروهها و گرایشهای مختلف سیاسی، تقاضا برای گرفتن نشریات در اینجا خیلی زیاد است. روال کار در اینجا بدین صورت است که مدیرمسوول اداره امور نشریه را به سردبیر میسپارد و با او قرارداد میبندد و این سردبیر است که با دوستان همفکر خود به اداره امور نشریه میپردازد. طبیعی است که که هر گروه یا سردبیری که بخش بیشتری از هزینهها یا کل هزینهها را متقبل شود و وعده جذب کمکهای بیشتری بدهد، قرارداد با او بسته میشود. موارد دیگری در این حوزه وجود دارند که متاسفانه به دلیل اینکه بعضی از دوستان در این موارد پروندههایی در دادگاه دارند، اجازه بدهید که از ذکر مورد خودداری کنم. شما در نامه استعفای خود نوشته اید که «روزنامهنگاران کُرد علیرغم دریافت کمترین حقوق و حتی با تقبل بخشی از هزینهها، با بازیهای پیدا و پنهان برخی از مدیران مطبوعات روبرویند که با سوءاستفاده از فضای فعلی مطبوعات و صعوبت گرفتن مجوز نشریات جدید، مرکب خود را به جولان درآورده و شرایط مضاعف ناراحت کنندهای را برای فعالان این عرصه به وجود آوردهاند.» این مسایل و مشکلات را میتوانید روشنتر توضیح دهید؟ ببینید، قبلاً هم گفتم روزنامهنگار کرد از قبل کار مطبوعاتی هیچ درآمدی ندارد حتی به دلیل تعهدی که دارد بخشی از درآمد خود را (اگر درآمد و شغلی داشته باشد) هم برای این کار اختصاص میدهد. این از خودگذشتگی را هم برای این انجام میدهد که نتیجه کارش در جامعه بازتاب داشته باشد. مثلاً یکی از همکاران ما در مشهد کارگر ساختمانی هستند، با وجود این همیشه مطلب خود را سروقت به روزنامه ارسال میکردند. با وجود تمام این زحمات اگر مدیرمسوول به هر دلیل از چاپ نشریه خودداری کنند، تمام این زحمات به باد خواهد رفت. به غیر از آن، عدم انتشار ماهنامه در موقع مقتضی به شایعات زیادی در میان مخاطبان دامن میزند و هزینه های اجتماعی زیادی را به نویسندگان تحمیل میکند.طبیعتاً دوستانی که به علت گرایشهای جناحی، با مشی مستقلانه ماهنامه موافق نبودند، این مساله را دلیلی بر ناتوانی هیات تحریریه و سردبیر تلقی کرده و در سایتهای اینترنتی به جوسازی میپرداختند. و این مساله برای دوستان، طبیعتاً بسیار ناراحت کننده بود. حتی در این اواخر آژانس کردنیوز به نقل از مدیر مسوول، دلیل عدم انتشارماهنامه را ناتوانی مجوعه فعلی دانسته بودند. خب، این مساله برای مثلاً آقای حاجیزاده، دبیر سرویس سیاسی ما که کارشناسی ارشد علوم سیاسی و نیز یکی از پرکارترین روزنامهنگاران حال حاضر بوده و به غیر ما با چند نشریه و سایت دیگر نیز همکاری دارند و یا آقای تیفوری، همکار صفحه اندیشه ما که در کردستان همه با نام و کارهای او آشنایند و یکی از فعالترین نویسندگان و حرفهایترین مترجمان حال حاضر کردستان ایران است، بسیار سخت بوده و ممکن است به جایگاه اجتماعی آنان لطمه بزند. سایر دوستان هم به همین ترتیب مثلاً مسوول صفحه تاریخ ما، آقای قربانیفر؛ دانشجوی دکتری تاریخ از دانشگاه تهران، مسوول صفحه جامعه مدنی، آقای سعیدپور، سردبیر قبلی راسان، آقای سجادی که با نشریات مختلف کردی همکاری داشته و یا آقای شیخی، مسوول صفحه جامعه که فوقلیسانس جامعه شناسی و عضو انجمن جامعهشناسی هستند، آقای مولایی صفحه اندیشه و نیز آقای نوروزی که از دو سال قبل، دبیر بخش خبر راسان هستند. دوستان مذکور همه از تاخیرهای گاه و بیگاهی که مدیر مسوول برای چاپ ماهنامه پیش میآورد، نگران و ناراحت بودند. بحث در مورد توانایی یا عدم توانایی نامبردگان را نیز به افکار عمومی و سابقه کاری آنها ارجاع میدهم. در مورد عدم همراهی فعالان فرهنگی، مطبوعاتی کرد با ماهنامه فکر میکنم ذکر اسامی کسانی مانند عبدالعزیز مولودی، اسکندر مرادی، لیلا مروتی، مهدی رضایی، حامد فرازی، هادی نقدی و دوستان دیگری که اسامی آنها به خاطرم نمانده کافی باشد. با توجه به اینکه شماره ۲۴ راسان بیش از از یک ماه است که آماده چاپ و پخش است، علت مخالف مدیرمسوول از چاپ آن چیست؟ همانطور که قبلاً گفتم گمان میکنم مدیر مسوول راسان در رابطه با چاپ شعری که گفتید اصلاً انتظار این را نداشته که با عکسالعملی از سوی دستگاه قضایی مواجه شود. بنابراین با توجه به احضارهایی که در یکی دو ماه اخیر به گفته ایشان در رابطه با مسایل راسان و موارد دیگری در رابطه با سایر فعالیتهای ایشان صورت گرفته؛ ممکن است ایشان را به این نتیجه رسانده باشند که مدتی نشریه را منتشر نکنند. هرچند به نظر ما مشکل مذکور به هیچوجه دلیل قانع کنندهای برای عدم انتشار نبود و هیچ حکم تعلیقی برای ماهنامه و مشکل و یا احضاری در این مدت برای ما (هیات تحریریه) در میان نبود. در ضمن در این مدت با توجه به اخباری که به ما رسیده، مدیر مسوول پیشنهاداتی از سوی افراد مختلف مخصوصا مواردی درتهران داشتهاند. ین احتمال هم می رود که با توجه به در پیش بودن فصل انتخابات و بالا رفتن تقاضاها از سوی جریانهای مختلف برای در اختیار داشتن یک نشریه در اوان انتخابات و نیز مشی مستقلانه ما، نشریه در جای دیگر و با دوستان دیگری منتشر شود. توصیه ما در بیانیه استعفا به دوستان دیگر در مورد رعایت اخلاق روزنامهنگاری، ناظر به همین مورد بود.متاسفانه هرچند مدیر مسوول قول اکید میداد که به زودی نشریه را مثلاً بعد از فلان جلسه احضار یا بهمان سفر خارجی چاپ خواهد کرد، ولی متاسفانه قولهای خود را عملی نکردند و در این موارد هیچگاه با شفافیت قصد خود را برای عدم چاپ با ما در میان نگذاشتند. در نهایت دوستان به این نتیجه رسیدند که مدیر مسوول با شرایط فعلی قصد ندارند که نشریه را چاپ کنند و این تاخیرها هم به این دلیل بوده که دوستان را به این تصمیم (استعفا) وا دارند. رادیو زمانه محمدرضا اسکندری |+| نوشته شده توسط نه وروز در پنجشنبه 12 دی1387 ساعت 6:48 بعد از ظهر
استعفای شورای سردبیری و
هیات تحریریه ماهنامه راسان
سخن گفتن از مشکلات روزنامه نگاری در کردستان و نیز سختی هایی که در این راه گریبانگیر روزنامه نگاران می شود به حدیثی تکراری بدل گشته است. در این سالها چه بسیار روزنامه نگاران دلسوز و مستقلی که بدون داشتن کوچکترین چشمداشتی ، صرفا به دلیل اعتقاد به ضرورت تامین حق همگان برای دسترسی آزادانه به اطلاعات و آگاهیهای صحیح در مورد حقایق جامعه مورد عتاب قرار گرفتند و متحمل هزینه های زیادی شدند. با وجود این شجاعانه سنت روزنامه نگاری کردی را تداوم بخشیده و به بازگویی بخشی از رنجها و مشکلات جامعه همت گماشتند. در این مسیر دشوار جدای از سانسور مطبوعات و نیز فشارهای بیرونی مختلف ، باید به مشکلات صنفی و نیز دیدگاههای تاجر مآبانه به ژورنالیسم از سوی برخی از مدیران مطبوعات وهمچنین وجود مناسبات سرمایه دارانه در این حوزه اشاره کرد که یکی از معضلات جدی در این مسیر مبارک بوده اند. به طوریکه در یکی دو سال اخیر فریاد اعتراض خبرنگاران روزنامه های سراسری را نيز بلند کرده است. روزنامه نگاران کرد به دلیل تعهد خود به دغدغه ها و مسائل سیاسی - اجتماعی مردم کردستان ، همیشه درمقابل مسائل و مشکلات صنفی خود سکوت نموده و هیچ گاه در مقابل خدمات خود حق الزحمه ای طلب نکرده اند. چه بسا در بسیاری از موارد بخشی از هزینه های اقتصادی روزنامه به آنها منتقل شده است. اگر روزنامه نگاران مرکز نشین به عدم دریافت منظم حقوق خود اعتراض و شکایت دارند ، روزنامه نگاران کرد علی رغم دریاعت کمترین حقوق و حتی با تقبل بخشی از هزینه ها، با بازیهای پیدا و پنهان برخی از مدیران مطبوعات روبرویند که با سوء استفاده از فضای فعلی مطبوعات و صعوبت گرفتن مجوز نشریات جدید، مرکب خود را به جولان درآورده و شرایط مضاعف ناراحت کنند ه ای را برای فعالان این عرصه بوجود آورده اند.ما نیز با علم و آگاهی از شرایط مذکورو علی رغم مشکلات بسیار و با امید تآثیرگذاری هر چند اندک در جامعه، در ماهنامه راسان شروع به کار نموده و با توجه مشکلات قبلی و تاخیرهای گاه و بیگاهی که در انتشار آن پیش می آمد اولویت خود را بر انتشار منظم و استقلال آن نهاده و شروع به کار نمودیم. ضمن احترام به تمامی خوانندگان و مخاظبان ماهنامه راسان، به دلیل حفظ ارزش و حرمت ماهنامه ای که انتشار آن جز با تلاش و همت بسیاری از دوستان مقدور نبود و و نیز عرض پوزش از تمامی دوستانی که صبورانه منتظر انتشار شماره 24 راسان بود ه اند، اعلام می داریم با وجود اینکه شماره 24 آن از یکماه پیش آماده بوده است ، به دلیل امتناع مدیر مسئول از چاپ آن ، استعفای خود را به دلیل اعتراض به شرایط پیش آمده اعلام می داریم. ضمن دعوت مدیران مطبوعات به رعایت حداقل حقوق روزنامه نگاران و رعایت شان و منزلت آنها از سایر دوستان روزنامه نگار می خواهیم که با رعایت هر چه بیشتراخلاق حرفه ای روزنامه نگاری عرصه را بر سودجویان مطبوعاتی تنگ نمایند. با امید به اینکه ماهنامه راسان و نیز اندک نشریات کردی بتوانند در آینده در فضایی سالمتر به اطلاع رسانی شفاف به جامعه اقدام نموده وسربلندانه این مسیر دشوار را بپیمایند. حسین رحیمیان امیر سجادی جلال حاجی زاده یونس قربانی فر شورش سعیدپور وریا نوروزی افخم مرادیان |+| نوشته شده توسط نه وروز در دوشنبه 9 دی1387 ساعت 3:1 بعد از ظهر
حقوق بشر
شستسالگی تصویب
اعلامیهی جهانی حقوق بشر
دهم دسامبر، روز جهانى حقوق بشر، سالروز تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر، و امسال شستمین سالگرد تصویب این اعلامیه است. سندی که در سال ۱۹۴۸ تحت عنوان «اعلاميه جهانى حقوق بشر» به تصویب رسید، مهمترین پیماننامهی بینالمللی در دوران معاصر در دفاع از حقوق و کرامت انسان است. پس از تاسیس سازمان ملل، در حالی که هنوز آثار فجایع انسانی جنگ جهانی دوم، جامعه بشری را آزار میداد گروهی از پیشروان دفاع از حقوق انسان، دستاندرکار تهیه نخستین اعلامیهی حقوق بشر شدند. کمیتهای از سوی سازمان ملل مامور این کار شد که سرپرستی آن را خانم النور روزولت، همسر فرانکلين روزولت، رئیس جمهور وقت آمریکا بر عهده داشت. این کمیته پس از سه سال کار مداوم، توانست سندی را در ۳۰ ماده تنظیم کند. این سند در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد و بدون مخالفت به تصویب رسید. از ۵۶ کشور عضو سازمان ملل، ۴۸ کشور به آن رای مثبت و ۸ کشور رای ممتنع دادند. ایران یکی از ۴۸ عضو تأییدکننده اعلامیهی جهانی حقوق بشر بود. از هنگام تصویب اعلامیه تاکنون بیش از ۱۴۰ کشور دیگر جهان به عضویت سازمان ملل درآمدهاند که همگی این اعلامیه را امضا کردهاند. اعلامیه جهانی حقوق بشر، یک پیماننامهی بینالمللی است که دیدگاه سازمان ملل متحد، بالاترین و مهمترین نهاد بینالمللی را در مورد حقوق مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی تمامی انسانهای کرهی خاکی ما تشریح میکند. این سند میگوید: «هر کس میتواند بدون هیچگونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادیهایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهرهمند گردد.» هر چند هنوز قواعد و قوانینی در خصوص ارزیابی کارنامهی حقوق بشری کشورهای عضو سازمان ملل وجود ندارد، اما اعلامیهی جهانی حقوق بشر از اعتبار حقوق بینالملل برخوردار است و سندی مهم و معتبر برای سنجش رفتار کشورها در زمینهی رعایت حقوق بشر است. در سالهای بعد ۹ سند دیگر نیز در سازمان ملل متحد به تصویب رسیدند که در بسط و تعمیق مندرجات اعلامیه حقوق بشر نقش بهسزایی داشته و دارند. «میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی»، «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی»، «پروتکل اختیاری مربوط به میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی» از جملهی این اسناد هستند |+| نوشته شده توسط نه وروز در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 11:8 بعد از ظهر
سردشت
شیمیایی ایران تخریب میشود آخرین بنای به جا مانده از بمباران شیمیایی ایران توسط عراق در حال تخریب است و هیچ یك از نهادهای مسوول تاكنون اقدامی در زمینه بازسازی، نگهداری یا خرید آن انجام ندادهاند. خانه نریمانی در ورودی شهر سردشت در بمباران شیمیایی شهرهای ایران، تیرماه سال 1366 یكی از پنج نقطهای است كه مورد اصابت بمبهای شیمیایی عراق قرار گرفت. خانه نریمانی در چهارراه هلالاحمر برای اینكه مردم بیشتری را هنگام خروج از شهر و فرار از بمباران به گازهای شیمیایی آلوده كند، هدف قرار گرفت. خانه خانواده نریمانی كه اكنون در تملك مالكی جدیدی است از 21 سال پیش كه با بمب شیمیایی تا حدودی تخریب شد تنها دیوارهایش به جا مانده است و در طبقه زیرین آن چند دهنه مغازه قرار دارد كه همچنان فعالیت دارند.
|+| نوشته شده توسط نه وروز در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 11:6 بعد از ظهر
قبادي
|+| نوشته شده توسط نه وروز در چهارشنبه 27 آذر1387 ساعت 11:3 بعد از ظهر
|+| نوشته شده توسط نه وروز در پنجشنبه 14 آذر1387 ساعت 12:32 بعد از ظهر
|
|||||||