|
وریا نوروزی هستم متولد 1362سقزعضوانجمن صنفی روزنامه نگاران ودبیر سرویس خبر ماهنامه کردی/ فارسی راسان ودانشجوی دانشگاه ازاد
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
بهمن 1387
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
داودازادفر
وبلاگ نویسـان كــورد انجمن صنفی روزنامه نگاران هيوا مسلمي خبرنگار مریوان كانون سلامت ژين (مريوان) چل چه مه خبرنگار ابراهیم اسماعیل پور ماهنامه ی راسان تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
نه وروز NEWROZ
سیاسی.اجتماعی زندان
زندان و زندانيان
هيوا مسلمي- از ديرباز و از زماني كه جامعه از تركيب واحدهاي خانواده شكل گرفته و به وجود آمده، نظامات يا مقررات به منظور حفظ صيانت افراد ايجاد شده كه اين نظامات و مقررات با دگرگوني و رشد و توسعهي جوامع شكل گوناگوني به خود گرفته و تكامل يافته است و هر زمان كه نظامات موجود در جامعهاي خواسته يا ناخواسته توسط فرد يا افرادي مورد تعرّض شديد واقع شده، خود جامعه در مقام دفاع از حيثيّت عمومي و حريم جامعه و همچنين دفاع از فرد زيانديده با تكيه بر موازين و مقرراتي كه خود به عنوان ضامن اجرايي وضع كرده به مجازات و جبران خسارات برآمده است. لذا پاسخي مناسب و كارآمد و مؤثر در برابر جرائم ارتكابي افراد همواره يكي از دغدغههاي بشر بوده است. در حال حاضر تأمّل در آمار 9 ميليون نفري زندانيان در دنيا، تفكر در چگونگي نگهداري، بازپروري، تربيت و اصلاح را براي ما ضروري مينماياند. اكنون به تعريفي از زندان، زنداني، خلاصهاي از تضمينهاي حقوقي و راهكارهاي اصلاحي آن توجه نمائيم. زندان: در تعريف كلي حقوقي جاي نگهداري بزهكاران ميباشد، فرد خاطي يا بزهكار پس از دستگيري و بازداشت الزاماً بايد در محل خاص و جدا از افراد عمومي نگهداري شود اين محل زندان نام دارد. گرچه مكانهايي كه در سراسر دنيا تحت عنوان زندان، زندانيان را در خود جاي دادهاند، با هم متفاوتند: همچنان كه برخي برخوردار از امكانات رفاهي مطلوب و كاركنان آموزشديده و مبتني بر برنامههاي آموزشي و برخي ديگر فاقد هرگونه امكانات سادهي معيشتي ميباشند و زندانيان در بدو ورود به آنجا در معرض انواع آسيبها، بيماريها و تهديدات و... قرار ميگيرند. زنداني: مجازاتهايي كه توسط متصديان مربوطه و دستگاههاي قضايي براي افراد تعيين ميشوند، دو نوعند: 1ـ سالب آزادي 2ـ محدودكنندهي آزادي كه مجازات زندان، از نوع اول ميباشد(سالب آزادي). لازم به ذكر است كه تفاوت ميان زندانيان نيز از نظر جرم زياد است و نبايد با يك ديد به اين قضيه نگاه كرد. زيرا تفاوت مجازات قاتلي با قتل چند نفره با مجازات متخلفان با تخلف نه چندان مهم بسيار زياد است. شك نيست كه گذراندن ايامي از عمر در محيطي به نام زندان مطلوب هيچكس نيست خصوصاً اگر اين فرد شخصي باشد كه با تشخيص خود قصد خدمت به جامعهي خويش را داشته نه ايجاد خسارت و زيان براي افراد جامعه. پس بايد مدنظر داشت او نيز از يك شخصيت حقوقي برخوردار است و در اين راستا نيز كليهي منابع حقوقي جهان به حمايت از حيثيت افراد جامعه و سپس حمايت از افراد متهم و مجرم پرداختهاند كه در زير به طور خلاصه بدان اشاره مينماييم: الف) اعلاميهي جهاني حقوق بشر علاوه بر ميثاقهاي بينالمللي كه حقوق زنداني را مدنظر قرار دادهاند و اكثر كشورها با پذيرش آنها مكلف به اجراي آن شدهاند «اعلاميهي جهاني حقوق بشر» نيز كه از مهمترين آنها به شمار ميآيد اعلام ميدارد كه: ــ هركس حق زندگي دارد و آزادي و امنيت او بايد رعايت گردد.(1) و در بيان حمايت از افراد خاطي و متهم و مجرم بيان ميدارد كه: ــ احدي را نميتوان مورد شكنجه و آزار و اذيت يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و برخلاف انسانيت و شئون بشري باشد.(2) ــ بجز محدوديتهايي كه به طور ضروري از توقيف فرد ناشي ميشود، لازم است كه كليهي زندانيان از حقوق انساني و آزاديهاي اساسي كه در اعلاميهي جهاني حقوق بشر بيان شد، برخوردار باشند.(3) ــ هركس حق دارد كه شخصيت حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در برابر قانون شناخته شود.(4) ــ همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون هيچگونه تبعيضي از حمايت قانون برخوردار شوند.(5) ــ احدي نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد شود.(6) ب) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون اساسي ايران در رابطه با پاسداري از حقوق مردم و به منظور پيشگيري از انحرافات موضعي در درون امت اسلامي ايجاد سيستم قضايي بر پايهي عدل اسلامي را پيشبيني و در رابطه با حقوق انسانها اعلام ميدارد كه: ــ هرگونه شكنجه براي گرفتن اقدار يا كسب اطلاع ممنوع است و اجبار شخص بر شهادت، اقدار و يا سوگند مجاز نيست. ــ هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير، بازداشت، زنداني يا تبعيد شده به هر صورت ممنوع و موجب مجازات است. ــ در همهي دادگاهها، طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند. ــ هيچكس از نظر قانون مجرم نيست مگر اين كه جرم او در دادگاه ثابت شود. ج) قانون موضوعه قانون مجازات اسلامي، قانون سازمان زنداني و اقدامات تأميني و تربيتي اصولي را متوجهي قانونگذاران ميكند كه داراي اهميت زيادي است و اين اصول مبناي قوانين جزائي ايران است كه: 1ـ اصل قانوني بودن جرم و مجازات ــ هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون برابر آن مجازات تعيين شده جرم محسوب ميشود. 2ـ اصل سرزمينيبودن جرم و مجازات ــ قوانين جزائي دربارهي كليهي كساني كه در قلمرو حاكميت زميني، دريايي و يا هوايي ايران مرتكب جرم ميشود، اعمال ميگردد. حال با بررسي چنين تعاريفي و همچنين بيان اصول بينالمللي حقوق زندانيان، به بيان خلاصهاي از راهكارها در زمينهي اقدامات تأميني، اصلاحي و تربيتي زندانيان ميپردازيم. ايجاد امكانات و تسهيلات لازم فرهنگي و تربيتي و ارشاد زندانيان و انجام تحقيقات و پژوهشهاي علمي به موجب بهبود شيوهها و خدمات در زندان، انجام خدمات مشاورهاي و كمك و مساعدت به منظور حل مشكلات زندانيان و خانوادههاي آنان و همچنين شناخت روشهاي پيشگيري از جرائم و بررسي علل و انگيزههاي ارتكاب به آن همه و همه راههايي است با مجوز قانونگذار به منظور حمايت از زنداني پيشبيني و وضع گرديده كه در همهي آنها اصلاح و بازسازي مجرمين در نظر ميباشد. درخصوص نحوهي نگهداري زندانيان، مقرراتي جهت امور داخلي زندان مانند برنامههاي روزانه، تغذيه و بهداشت و نحوهي مراقبت از زنداني و تكاليف هر يك به عنوان زنداني مشخص شده است. تكاليف حقوقي چون برخورداري از بهداشت و رفاه نسبي، غذاي مناسب و آموزش و حرفهآموزي به منظور اشتغال آتي، نحوهي ارتباط با خارج از زندان و خانوادهي زنداني، استفاده از برنامههاي آموزشي، تفريحي، ورزشي كه تحت عنوان اقدامات تأميني مطرح شده تدابيري است براي جلوگيري از تكرار جرم و... كه البته نقش انجمنهاي حمايت از زندانيان كه طبق قانون مصوب 1360 اساسنامهي آن تصويب شده را نبايد كماهميت جلوه داد، زيرا در تسهيل شرايط امرار معاش و بازگشت اينان به اجتماع نقش مؤثري را ايفا نمودهاند. با ارائهي اين راهكارها زندان در نظر شما به صورت يك مكتب انسانسازي عمل ميكند. اما آيا واقعاً چنين تأثيري را روي افرادش داشته، و آيا شخص به عنوان زنداني تا چه اندازه در اصلاح نفس خويش مؤثر بوده؟(7) و در اين مدت حبس اين خودسازي به چه حدي رسيده؟ اگر بشود نام اين ندامتگاه را زندان گذاشت، راههايي براي اصلاح و خودسازي وجود دارند. از جمله: استفاده از تجربههاي ديگران (افراد مصلح)، درس گرفتن از تجربيات گذشته و برنامهريزي درست براي آينده و گام نهادن در آيندهاي روشن با توكل به خدا و توبه به درگاه ايزد منّان از راههايي است كه انسان ميتواند براي رهايي از اين بند بدان متوسل شود. تأثير رفقاي ناباب و وسوسههاي اينگونه افراد و همچنين دوري از موادمخدر نيز از ديگر راههاي گريز از اين ندامتگاه تلقي ميگردد. پانوشتها: 1ـ مادهي 3 اعلاميهي جهاني حقوق بشر 2ـ حمايت در برابر شكنجه و بدرفتاري، اعلاميهي جهاني حقوق بشر 3ـ اصل 5 اصول پايه براي رفتار با زندانيان 4ـ مادهي 4 اعلاميهي جهاني حقوق بشر 5ـ مادهي 7 اعلاميهي جهاني حقوق بشر 6ـ مادهي 9 اعلاميهي جهاني حقوق بشر 7ـ از نظر دين اسلام، اصلاح نفس (تزكيه) مهمترين كار و بزرگترين مسئوليت انسان است. لذا سير تربيتي چنين است كه «مصلحان بايد صالح باشند.» به همين دليل در قرآن ابتدا «خودسازي» سپس «اهلسازي» را مطرح نموده است. همچنان كه در روش تبليغي پيامبر (ص) نيز ابتدا خود، سپس خانواده و پس از آن اقوام و عشيره و آنگاه جامعه را اصلاح نمودند.
|+| نوشته شده توسط نه وروز در سه شنبه 13 آذر1386 ساعت 12:4 بعد از ظهر
خاور میانه
فرآيند جهاني
دموكراتيزاسيون در خاورميانه
كاوه عليزاده- بررسي محتواي جديد و بديل (ارزشهاي دموكراتيك) اگرچه در ابتدا ساده به نظر ميآيد اما در اصل چندان ساده و آسان نيست. چراكه نيازمند بررسي دقيق و همهجانبهي پديدهي دموكراتيزاسيون و آثار و نتايج آن است. بررسي پديدههايي همچون حقوق بشر، مشاركت سياسي، دولت كوچك، جامعهي مدني قوي و دولت پاسخگو و شفاف مهم به نظر ميرسد چون ارزشهاي چهارگانهاي هستند كه تبديل به آرمان و هدف بسياري از گروههاي سياسي و اجتماعي در خاورميانه شده و اين به دنبال فروپاشي بلوك شرق و در نتيجهي تأثير اين موج دموكراتيزاسيون بر روند دموكراتيك شدن كشورهاي جهان خصوصاً كشورهاي خاورميانه اثر مستقيم داشته است. اما بايستي خاطرنشان ساخت كه علل و عوامل مؤثر بر دموكراتيزاسيون در همه جا يكسان نبوده و در آن زنجيرهاي به هم پيوسته از علت ها و معلولها وجود دارد و عوامل بينالمللي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي همزمان و با هم دستاندركارند كه غالباً مخالف و ناسازگار با يكديگرند، تا در ايجاد دموكراسي تسهيلاتي فراهم آورند و يا اينكه اقتدارگرايي را حفظ كنند. البته بايد خاطرنشان كرد همچنان كه «هانتينگتون» گفته، مقاومت جدي در برابر هر يك از امواج دموكراتيزاسيون وجود داشته و ميدانيم امروزه شمار قابل توجهي از كشورها حداكثر به تغييراتي ظاهري و روبنايي تن دادهاند.(1) اما بايستي گفت كه ماهيت قدرت و نوع مناسبات سياسي دستنخورده باقي مانده، تا جايي كه" اوتاوايي" از اين كشورها به عنوان «شبه اقتدارگرا» نام ميبرد، به نظر او در اين كشورها، نظامهاي دو رگهاي حاكم است كه اجازهي رقابتهايي براي كسب قدرت ميدهند و به سازمانها و نهادهاي جامعهي مدني اجازهي فعاليت داده اما هستهي اصلي قدرت همچنان در انحصار افراد معدودي است كه در ارتباط با اقدامات خود پاسخگو نيستند.(2) و آن در مورد خاورميانه به جايي رسيده كه به تعبير برخي نويسندگان و محققان موج چهارم دموكراتيزاسيون آن را در بر گرفته است. دربارهي آيندهي دموكراسي در خاورميانه و ارزيابي موانع موجود در اين مسير دو ديدگاه وجود دارد: 1ـ برخي با نگاهي خوشبينانه به اين روند نگاه ميكنند مانند؛ «سعدالدين ابراهيم» كه در دهههاي آينده خاورميانه را متعلق به حقوق بشر و دموكراسي ميداند. 2ـ برخي ديگر همانند «هادسون» و «هشام شرابي»احتمال ايجاد دموكراسي را در منطقه كم ميدانند. اما بايد گفت در خاورميانه از دو دههي اخير شاهد مبارزهي اقتدارگرايان، اسلامگرايان و سازمانها و نهادهاي مدني بودهايم. بايد گفت فرآيند جهاني دموكراتيزاسيون و ارزشهاي دموكراتيك آن در خاورميانه در حال پيشرفت است و ما شاهد مشاركت سياسي مردم در قدرت، رواج سازمانها و نهادهاي جامعهي مدني هستيم. در برخي از اين كشورها زنان حق كانديداتوري را به دست آورده و انتخابات پارلماني را برگزار ميكنند و بايد گفت روند دمكرلسي درخاورميانه تحت فشار افكار عمومي تداوم خواهد داشت، اما اين بدين معنا نيست كه مشاركت سياسي واقعي در منطقه تحقق يافته است. با اين همه موانع در سر راه روند دموكراتيزاسيون در منطقه عوامل گوناگوني از جمله تقويت طبقهي متوسط شهرنشين، كمرنگ شدن عواملي كه حمايت از رژيمهاي غيردموكراتيك را مشروع ميساخت و همچون رقابتهاي دورهي جنگ سرد به صورت يك مسئله باقي مانده است.(3) بايد گفت كه هرگاه از گذر به دموكراسي در خاورميانه يا موانع آن سخني گفته ميشود اين بحث اغلب با موضوع دين اسلام و يا نقش گروههاي اسلامگرا گره خورده است و اين بدان علت است كه اين گروهها از ديرباز يكي از مهمترين بازيگران صحنهي داخلي كشورهاي منطقه بوده و فعالان اسلامگرا همانند فعالان سياسي حكومتي و غيرحكومتي از شرايط جديد متأثر شدهاند اما نبايد فراموش كنيم در اين بين نيز گروههايي از حداكثرگراياني (راديكاليها) نيز وجود دارند كه فقط نامش به گوش آنها رسيده است. به طور خلاصه در خاورميانه ما شاهد اصلاحات سياسي هستيم و اين در حالي است كه سازمانها و نهادهاي جامعهي مدني و احزاب و دولتها با توجه به جذابيت ارزشهاي دموكراتيك خواهان آنند، كه با اين نامها شناخته شوند. پانوشتها: 1ـ ساموئل هانتينگتون ـ موج سوم دموكراسي در پايان سدهي بيستم ـ ترجمهي احمد شهسا 2ـ مارينا اوتاوايي ـ فصلنامهي مطالعات بينالملل ـ سال سوم ـ شمارهي سوم 3ـ دكتر سيد عبدالامير نبوي ـ فصلنامهي مطالعاتي بينالمللي ـ سال سوم ـ شمارهي سوم |+| نوشته شده توسط نه وروز در سه شنبه 13 آذر1386 ساعت 11:32 قبل از ظهر
شبكه ي كرد
شبكهی كرد
و جفادر حق مردم كردستان
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط نه وروز در دوشنبه 12 آذر1386 ساعت 7:17 بعد از ظهر
|