|
وریا نوروزی هستم متولد 1362سقزعضوانجمن صنفی روزنامه نگاران ودبیر سرویس خبر ماهنامه کردی/ فارسی راسان ودانشجوی دانشگاه ازاد
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
بهمن 1387
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
داودازادفر
وبلاگ نویسـان كــورد انجمن صنفی روزنامه نگاران هيوا مسلمي خبرنگار مریوان كانون سلامت ژين (مريوان) چل چه مه خبرنگار ابراهیم اسماعیل پور ماهنامه ی راسان تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
نه وروز NEWROZ
سیاسی.اجتماعی مرگ مشکوک ابراهیم لطف الهی
در بازداشتگاه اداره ی اطلاعات
شهرستان سنندج
دانشجویان کورد:ابراهم لطف الهی دانشجوی ترم ۵ رشته ی حقوق دانشگاه پیام نور سنندج که در تاریخ 16/10/86 هنگام خروج از جلسه ی امتحان توسط نیرو های اطلاعات بازداشت شده بود، چهارشنبه شب زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است. |+| نوشته شده توسط نه وروز در جمعه 28 دی1386 ساعت 11:19 قبل از ظهر
مطبوعات
بحران خودسانسوری
در مطبوعات
وریانوروزی راسان/آخرين آمار رسمي از ميزان سرانهي روزنامهخواني در ايران حاكي از آن است كه اين سرانه طي يك سال گذشته به يك دقيقه در روز براي هر نفر كاهش يافته است. آمار پايين سرانهي روزنامهخواني زنگ خطري جدي براي كشورهاي مردمسالار ميباشد و اين آمار پايين در ايران ميتواند خود گوياي بسياري از واقعيتهاي جامعهي مطبوعاتي باشد. در زماني كه از آن (سالهاي 76 الي 84) به عنوان دورهي شكوفايي مطبوعات در ايران نام برده ميشود در كل تيراژ روزنامههايي كه منتشر ميشد حدود سه ميليون بود، اما ........ ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط نه وروز در سه شنبه 4 دی1386 ساعت 4:14 بعد از ظهر
توهم پژوهش
توهم پژوهش؛
پارادوكس واقعيت و ايدئولوژي
«نگاهي به گفتگوي يدالله اطهري در نشريهي شهروند امروز»
شاهد علوی (کارشناس ارشد علوم سیاسی)
ايدئولوژيها ذاتاً دگرستيز هستند و هويت خود را در پرتو انكار هويتهاي «ديگر»
شكل ميدهند. ايدئولوگها نيز به استحكام و بازتوليد اين مرزهاي ميان ما و ديگري
همت ميگمارند. گفتمان انكار و حذف ديگري، گفتماني ايدئولوژيك است و آنكه در
فضاي اين گفتمان تنفس ميكند، گرفتار جهل ايدئولوژي.
آنگاه كه فرد ايدئولوژيك، با ايمان به حقانيت مطلق ايدئولوژي خاص و در آرزوي وصول به ناكجاآباد آرماني، به تحليل پيرامون خود و گفتمانهاي رقيب ميپردازد، هيچ تلاشي براي جستجوي حقيقت يا تبيين واقعيت انجام نميدهد، چون از آن عاجز است. حقيقت به ظاهر در دسترس و يقيني باور ايدئولوژيك، حاملان خود را ناچار ميسازد به جعل واقعيت دست يازند تا ديوارهاي توهم حقانيت خود و بطلان ديگري را تحكيم كنند. صغري و كبري چيدن ايدئولوژيك در وراي ظاهر منطقي خويش، هذيانهاي پارادوكسيكالي بيش نيستند.
نگاه ايدئولوژيك، فهمي الكن از خويشتن و ديگري به انسان ميبخشد. محصول اين نگاه، جعل منافع ايدئولوژيك به جاي منافع ملي و از آن بدتر، فهم خويشتن به عنوان يگانه مفسر معتبر ديگري است. لذا "تلاش همكيشان"، مبارزهي مقدس، دفاع مشروع و نتيجهي راستين نام ميگيرد و"ستيز ديگران" تحريك دشمن و نافي امنيت و مفسدهي آشكار معني ميشود. ا ين فهم الكن همچنين موجب تفسير بغضآلود و عصبي از جهان ميشود. بغضي عصبي كه در ادبيات ايدئولوژيك به وفور ديده ميشود. توجه به همين
نكته آشكار ميسازد كه ادبيات و گفتمان ايدئولوژيك لزوماً گفتار بايدها و نبايدها و حاشيه نويسيهاي عقيدتي و فلسفي نيست، بلكه هر نوشتاري در هر حوزهي تحليلي و نظري ميتواند ايدئولوژيك باشد و شايد يكي از بهترين معيارها براي تشخيص آن نيز همين بعض عصبي نهفته در آن است. اين بعض عصبي محصول مستقيم ناخوشنودي و اندوه مبتذل "حامل ايدئولوژي" است كه ناشي از عدم انطباق امر واقع با آرزوهاي ناكجاآبادي اوست. لمپنيسم ادبي منبع سخاوتمند واژهها و تعابيري است كه بغض پژوهشگر ايدئولوژيك را منعكس ميكند. «مردهخوري»، «گوشمالي»، «سرشاخ» و «كتكخور» از جمله اين تعابير است كه توهم تحليل علمي را در هم ميشكند و پژوهشگر ايدئولوژيك را در جايگاه «محلل» كلاسيك مينشاند. در گفتگوي دكتر اسدلله اطهري استاد دانشگاه، تحليلگر مسائل تركيه و پژوهشگر مركز مطالعات خاورميانه با نشريهي شهروند امروز، اشتباهات و تحريفات فاحشي در خصوص تاريخ تركيه و تحولات معاصر آن، تاريخ مبارزات آزاديبخش، جنبشهاي قومي و علايق سياسي جريانهاي فعال در منطقه، مطالبات و آرمانهاي سياسي طرفين درگير در تركيه، تئوريهاي توسعه در اقتصاد سياسي و معيارهاي جهانشمول مندرج در ميثاقهاي حقوق بشر و كنوانسيونهاي حقوق اقليتها به وفور ديده ميشود. با عنايت به عنوان دانشگاهي و حوزهي مطالعاتي جناب آقاي اطهري، ارجاع اين اشتباهات و تحريفات آشكار به عدم تسلط و احياناً عدم آگاهي ايشان از مباحث فوقالذكر، پذيرفته نيست و يقيناً ايشان درخصوص مباحث مطروحه داراي آگاهي لازم براي ارائهي تحليلهاي جدي هستند. با اين تفاسير، اشكال كار را بايد كجا جستجو كرد؟ به نظر ميرسد غلبه نگاه ايدئولوژيك عامل اصلي ارائهي چنين تحليلهايي است. آقاي اطهري، نوميد از تحقق آرمانهاي ايدئولوژيكشان، به وارونه كردن حقيقت همت گماشته و تلاشي عبث ميكند تا خواننده را به نتيجهي دلخواه خويش رهنمون سازد. بغض و ناخشنودي ايشان كه واكنشي پيشامدرن به پيراموني است كه مطابق آرزوهايشان سامان نمييابد و نتايج دلخواه ايشان را به همراه نميآورد، موجب تحريف امر واقع و ارائهي تحليلي پارادوكسيكال در گفتوگويي ميگردد كه قرار است خوانندگان را با دلايل گسل تُرك و كرد (عنواني عام و مسئلهساز براي موضوعي خاص)آشنا سازد. عنوان اين گفتوگو «دولت كرد تشكيل نميشود» است كه با توجه به عنوان اصلي بحث/ پرونده كه ارتباطي با بحث دولت كرد و محتواي همين گفتوگو نيز ندارد، حساسيتهاي عاطفي/راسيوناليستي دبير سرويس جهان و احتمالاً جناب سردبير نشريهي شهروند امروز را ـ نشريهاي كه ميخواست تايم باشد(1) ـ با آقاي اطهري نشان ميدهد.در ادامهي يادداشت، اشارهي كوتاهي به مصداق تحريفات مورد بحث خواهم كرد. ـ در يك بحث علمي، پژوهشگر سعي ميكند از دخالت دادن احساسات و علايق خود در تحليلهايش تا حد امكان خودداري كند. آقاي اطهري اما در اين گفتوگو، سخاوتمندانه احساسات خود را بروز ميدهد؛ «ما دوست داريم از تركيه به عنوان كتكخور استفاده كنيم و دوست داريم تركيه حزب پ.ك.ك را نابود كند.» اين كه آقاي اطهري كه قاعدتاً ايراني بودن كردها را اصل مسلم ميداند و حتماً ميداند بيلياقتي تركهاي قزلباش و شاه اسماعيل صفوي در جنگ با تركان عثماني در500 سال قبل، موجب جدا شدن بخش عمدهاي از مناطق كردنشين از قلمرو ايران شد، چرا بايد خواهان و آرزومند نابودي جنبش همان كردهاي قبلاً ايراني در مقابل ژنرالهاي فاشيست ترك باشد، نميتواند دليلي داشته باشد جز هيجان عاطفي مضحك ناشي از پارانوئيد ايدئولوژيك طيفي گسترده از شبهروشنفكران ايراني. ـ «در همين مدتي كه حزب عدالت و توسعه قدرت را در تركيه به دست گرفته است، اصلاحات زيادي به سود كردها در تركيه صورت گرفته است. كردها به صورت انفرادي در انتخابات شركت كردند و بيش از 20 نفر به عنوان نماينده وارد پارلمان شدهاند.» و همچنين «ورود 20 نمايندهي كرد به مجلس ملي تركيه نشان از آن دارد كه گامهايي در رفع محروميتزدايي كردها برداشته ميشود.» (تركيب غلط «رفع محروميتزدايي»عيناً در گفتوگو آمده است.) در ادامه آمده است «حزب عدالت و توسعه امتيازاتي از قبيل حرف زدن به زبان كردي، اجازهي ورود به پارلمان و استفاده از لباس كردي و غيره را به كردها داده است.» در اين سه قسمت آقاي اطهري از "اصلاحات"، "رفع محروميت" و "اعطاي امتياز" به كردها سخن گفته است. آقاي اطهري قطعاً ميدانند در هيچ يك از تئوريهاي توسعه، يك شاخص منفرد مبناي تحليل قرار نگرفته و بهبود در يك مجموعه شاخص و عملكرد يا بهبود كيفي و كمي آيتمهاي خاص در موازات مهم معيار تغيير و توسعه قرار ميگيرند. اين كه ورود كردها به پارلمان به عنوان «اصلاحات زياد» ذكر ميشود هم اشتباهي تاريخي است و هم غلطي علمي. در تاريخ معاصر تركيه، كردهاي بسياري در چارچوب احزاب سراسري و منطقهاي و يا به صورت منفرد وارد پارلمان تركيه شدهاند. آنچه در جاي خود اهميت دارد، حق شركت در انتخابات به عنوان يك كرد، تشكيل يك فراكسيون كردي در پارلمان، در صورت صلاحديد استفاده از نشانههاي فرهنگ كردي توسط پارلمانتاران كرد، اجازهي تكلم به زبان كردي و درخواست و پيگيري حقوق فرهنگي و تلاش براي تدوين قوانين متناسب در اين حوزه است. در چنين شرايطي ميتوان مدعي شد يك شاخص از مجموعهي چندشاخصي مرتبط با توسعهي سياسي در حوزهي حقوق اقليتها در يك كشور بهبود يافته است. آقاي اطهري عمداً تجاهل ميكنند و با دادن آدرس غلط، خوانندهي كماطلاع را ميفريبند. اين نمايندهها، به هيچ عنوان نه حق تشكيل فراكسيون كرد را دارند، نه ميتوانند در اداي سوگند يا گفتوگوهاي پارلماني (مذاكرات و نطقها) به زبان كردي تكلم كنند، نه اجازهي استفاده از نمادهاي كردي (مثلاً پوشش و لباس كردي) را دارند و نه ميتوانند در حوزهي حقوق اقليتها به ارائهي طرح و پيشنهاد بپردازند، چون اين اقدامات ناقض امنيت ملي تركيه و نظام سكولار آن تلقي شده و با متخلف بدون درنظر گرفتن هيچ مصونيت پارلماني برخورد ميشود. (ليلا زانا پارلمانتار كرد به جرم اداي سوگند به زبان كردي از پارلمان اخراج و سالها در زندان ماند.) تمام آنچه در واقع در سالهاي اخير در تركيه اتفاق افتاده است، پذيرفتن عنوان هويتي "كرد" به جاي عنوان نژادپرستانهي «تركهاي كوهستاني» براي ناميدن ملت كرد و پخش دو ساعت برنامهي تفريحي بيمحتوا به زبان كردي در يكي از كانالهاي محلي تلويزيون آن هم تحت فشار شديد اتحاديه اروپا و در هراس از اقدامات تنبيهي اروپاييان بوده است. به چنين تغييراتي در قرن بيست و يكم و در شرايطي كه كردها در ايران، عراق و جمهوريهاي سابق شوروي و اقليتهاي گوناگون ديگر در چهار طرف كشور تركيه وضعيتي به مراتب بهتر و در مواردي كاملاً مطلوب دارند، "تغييرات قطرهچكاني" ميگويند نه "اصلاحات زياد"! آنچه آقاي اطهري «اصلاحات استثنايي در تاريخ كشور تركيه» مينامند. اگرچه از لحاظ سابقهي تاريخي تركيهي نوين (90 سال اخير)اين اصلاحات استثنايي است اما در قياس با حجم تغييرات در منطقه، پيشرفت فرهنگي در جهان و تمام تغييراتي كه بايد صورت مي گرفت و به عمد ناديده گرفته ميشود ، به واقع هيچ است! قومكشي فرهنگي و زباني و ژينوسايد سفيد هم اينك نيز به همت تكنولوژي روز و با زور سر نيزه و با الهام از ايدئولوژي نژادپرستانه كماليسم، پر قدرتتر از ديروز در تركيه انجام ميشود و هر روز ابعاد گستردهتري مييابد. برخلاف ادعاي آشكارا دروغ آقاي اطهري دال بر اين كه « كردها با دولت اسلامگراها خوب كار كردهاند... سابقهي سركوب در كارنامهي احزاب مليگرا و جمهوريخواه هم اينك نيز پليس روستاي مرزي يا نقطهي سوقالجيشي نمانده كه ساكنين آن به اجبار فيزيكي كوچانده نشده باشند. اما كوچ اجباري ناشي از تنگناهاي عمداً تحميل شده اقتصادي هم اينك نيز رواج دارد و در قياس با تركيه نيمه صنعتي در مناطق تركنشين، با كردستان كاملاً عقب نگه داشته شده و به شدت محروم و فاقد امكانات در تركيه مواجه هستيم. آقاي اطهري با گشادهدستي، ژينوسايد كردها را به سختگيري احزاب عليه كردها تقليل ميدهد و بدين گونه گوشهاي ديگر از كرامت علمي خويش را به رخ ميكشند. ممانعت از تكلم به زبان ملي و قومي و خودداري از ارائهي امكاناتي كه موجب آموزش آن زبان گردد قومكشي زباني ناميده ميشود. .... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط نه وروز در یکشنبه 2 دی1386 ساعت 12:2 بعد از ظهر
|